عبد الرحمن جامى

12

مرقع نى نامه جامى ( فارسى )

البته هيچ دليل قاطعى وجود ندارد كه مير على درك تعليم از سلطان‌على مشهدى نكرده باشد . از نگرش در خطوط اصيل مير على برمىآيد كه وى دست‌كم در آثار سلطان‌على تتبّع و مشق نظر داشته است و بخصوص خطوط اوايل او از اصول شيوهء سلطان‌على كه شيوهء غالب بر طرز خوشنويسى عصر بوده خالى نيست . استادان قديم هم ، چنان كه واله اصفهانى در خلد برين ( حديقهء دوم ، ص 462 ) نقل كرده ، بر همين قياس و به علّت تشبّه مايهء قلم ، مير على را شاگرد سلطان‌على مىدانسته‌اند . و همين مايه تتبّع و قلم بر قلم نهادن است كه مير على در مقايسهء ميان خطّ خود با خطّ سلطان‌على فروتنانه گفته است : « آنچه كمال سعى بود از من به ظهور رسيد ، اما آن‌طور پختگى و لطف و استحكام به مشق صورت‌پذير نيست و به محض عنايت الهى است . » 38 دلايلى كه در ردّ و نفى اين ارتباط بخصوص انكار تأثير سبك سلطان‌على بر شيوهء مير على از سوى مرحوم دكتر مهدى بيانى عنوان شده 39 نزد اهل نقد و نظر قانع‌كننده نيست و ناشى از پيش چشم داشتن و پذيرفتن آثارى است به شيوه‌هاى متفاوت كه از ديرباز و حتى در زمان خود مير على به نام او ساخته شده است . آنچه هم ديگران در اثبات متانت قلم و استادانه‌نويسى مير على هنگام درك آشنايى سلطان‌على براى نفى شاگردى او نزد سلطان‌على به استناد تاريخ كتابت نسخهء مورّخ 893 ه بوستان سعدى در دار الكتب مصر ، كه كاتب آن را مير على انگاشته‌اند ، مطرح ساخته‌اند علاوه بر آنكه از جهات مختلف سست مىنمايد بر اثر استناد به مرجعى است نامطمئن با ترجمه‌اى نادرست . آن نسخهء بوستان هم در واقع به خطّ خود سلطان‌على است نه مير على . 40 به هر تقدير ، چون مير على در خوشنويسى قوىدست شد ، نام و آوازه‌اى به هم رسانيده در ديوان‌خانه و دار الانشاء فرمانروايان هرات به تحرير احكام و فرمانها گمارده شد . همانند بيشترينهء هنرمندان قديم كه سخندانى يا دست‌كم آشنايى با شعر و ادب را از ضروريّات و شرائط كمال و لازمهء فضيلت و حيثيّت هنرى و معنوى خود مىدانستند در كنار خطّ و ربط به شعر و ادب نيز پرداخت و در ادب رسمى متعارف در زمان خود آگاه و صاحب ذوق و شاعرمنش گرديد . چندانكه در محافل و ميعادگاههاى اديبان و هنرمندان و اهل ذوق ، كه در آن روزگاران خجسته شبهاى شاد هرات را با گلبانگ ترانه و غزل بيدار نگاه مىداشت و به صبح مىرسانيد ، راه جست و اعتبار يافت . كفايت و استعداد فطرى ، اندوختهء فضل و ادب توأم با شيرين سخنى و حسن منظر و محاضرتى كه مير على از آن برخوردارى تامّ و تمام داشت ، و اين‌ها همه از موجبات شهرت و پيشرفت در آن زمانهء ظرافت‌پسند و از اسباب تقرّب نزد بزرگان بود ، موجب آمد كه به دربار سلطان